مشاوره ی خانواده (جلسه ی دوم )
مشاوره خانواده
جلسه ی دوم (24/11/92)
رابطه علیت در مشاوره ی خانواده
در مشاوره فردی رابطه ی علت و معلولی رابطه ای خطی است در حالی که در مشاوره ی خانواده رابطه ی علت و معلولی رابطه ای حلقوی و سیکلیک است
علت
معلول
پرخاشگری
شوهر نارضایتی زن
علت
معلول
پرخاشگری
شوهر
نارضایتی زن
مقایسه مشاوره ی خانواده و مشاوره ی فردی
|
|
مشاوره ی فردی |
مشاوره ی خانواده |
|
تمرکز |
فرد بیمار است . توجه اصلی بر آشفتگی های درون روانی فرد متمرکز است |
خانواده بیمار است . توجه اصلی بر فرایندهایی که در خانواده به عنوان یک گروه رخ می دهد متمرکز است |
|
مسئولیت |
مشاور مسئول فرد است .نشانه های بیماری فرد هدف درمان است |
خانواده بیمار است . مشاور مسئول رفاه و آسایش کل خانواده است ، نه آسایش یک فرد . |
|
فرایند |
مشاور فرد را به صورت عمیق و اغلب جدای از محیط اجتماعی و ارتباط خانوادگی او مورد بررسی قرار می دهد . |
مشاور افراد را به عنوان اعضای گروه خانواده مورد بررسی قرار می دهد و رفتار آنها را با تعاملات سایر اعضای خانواده مرتبط می سازد |
|
محتوا
|
مشاور موضوع کنونی را با تجربیات گدشته ی مراجع مرتبط می سازد |
اینجا و اکنون و نیز شیوه هایی که موجب دستیابی خانواده به عملکرد سالم می شوند مورد تاکید است |
|
از موضوعات تخیل ، رویا و معانی آنها کم و بیش به عنوان محتوای درمان استفاده می کند |
در درمان روی تعاملات بین اعضای خانواده و معناهایشان تمرکز می شود |
|
|
محتوای تخیل و رویا ممکن است مورد تعبیر و تفسیر قرار گیرد و به وسیله ی درمانگر با احساسات ، نگرشها و رفتار مرتبط شود |
فرایند و تعاملات خانواده توسط درمانگر و مشاور نشات داده می شوند و معانی آنها به همان شکلی که رخ داده اند مورد بررسی قرار می گیرند |
|
|
اغلب هویت بیمار یا مراجع از طریق بررسی یکپارچگی های او که از تعارض بین نهاد و فراخود بدست می آید ، توصیف می شود |
هویت بیمار از طریق روشن سازی نقشی که بیمار در خانواده ایفا می کند . خود انگاره ی بیمار در این نقش و ارتباط نقش او تحول می یابد |
|
|
با تحریف تصویر ذهنی درمانگر بر اساس تجارب هیجانی دوران کودکی ، انتقالها ممکن است تا حد زیادی شخصی شود |
انتقال تضعیف می شود و مشاور یا درمانگر یک شخصیت واقعی است |
|
|
موضوعاتی که توسط بیمار یا مراجع فاش می شود ، کاملا محرمانه باقی می ماند . |
موضوعات به وسیله ی خانواده آشکار و بی پرده با درمانگر در میان گذاشته می شود |
|
|
اهداف |
تشخیص ، تحلیل و درمان اختلال یا بیماری فرد است . |
دستیابی به عملکرد اثر بخش خانواده بدون توجه به آسیب شناسی فرد |
|
درک فرد از خودش به عنوان فردی یگانه و منحصر به فرد . |
درک فرد از خودش و سایر اعضای خانواده در ارتباط با یکدیگر . |
|
|
جستجو ، بینش دهی و رهایی شخص از تعارضات سرکوب شده |
برقراری تعاملات سالم بین اعضای خانواده |
ویژگیهای مشاوره خانواده
مشکلات درون فردی در نظر گرفته نمی شوند بلکه آنها به بافت وسیع تری از تعاملات بین افراد نسبت داده می شوند .
مشاوران خانواده نسبت به مشاوران فردی فعال تر و رهنمودی تر هستند و کنترل بیشتری بر جلسه دارند
مشاوران خانواده به ندرت می توانند از یک رویکرد نظری به صورت تجملی استفاده کنند آنها بسیار عملگرا و انعطاف ناپذیر و قابل تغییرند
در مشاوره ی خانواده بر ساختار سازمانی وفرایند رشد طبیعی که قسمتی از همه ی سیستم های خانواده متمرکز می شود . این تمرکز شامل توجه به قواعد ، هنجارها و ائتلافهای خانوادگی است .
در مشاوره ی خانواده الگوی علیت حلقی بیشتر از علیت خطی ترجیح داده می شود
در مشاوره ی خانواده الگوهای رشدی که چرخه زندگی خانواده را توصیف میکنند مورد استفاده قرار می گیرد .
به جای تصور منفرد و جداگانه ی ساختارهای خانواده (مانند خانواده ی سنتی )مشاوران خانواده اذعان دارند که بسته به فرهنگ غالب ، الگوهای چند گانه ، رایج و متداول هستند ( مانند خانواده تک والدی و ... )
مفاهیم بنیادی مشاوره خانواده
کلیت
کلیت یک نظام چیزی فراتر از اجزاء آن است
مفهوم کلیت ، ایده ی ویژگیهای در حال تکوین را می رساند این ویژگی ها تا زمانی وجود خواهند داشت که نظام کامل و سالم باشد . درغیر این صورت ویژگی در حال تکوین برای مدت زیادی دوام نخواهد داشت (اکنوت و مک دیرموت – 1997)
بدون کلیت ، مولفه های سازنده ی نظام نمی تواند جدا و مستقل عمل کند .
ساخت
خانواده برای انجام تکالیف و وظایف خود ساختی را ایجاد می کند
ساخت خانواده مجموعه ناآشکار خواست ها ، قواعد و مقرراتی است که به شیوه های اعضای خانواده برای انجام تکالیف سازمان می بخشد و در برگیرنده ی الگوهای تعاملی است که در خانواده بر اساس آن عمل می شود .
زیر منظومه
زیر منظومه ها یا زیر نظام ها مولفه های سازنده ی نظام هستند که دارای وجوه مشترکی می باشند و در نتیجه تا اندازه ای به هم وابسته اند
زیر منظومه ها یا زیر نظام ها نظام های کوچکتر در درون نظام بزرگترند
نظام خانواده دارای زیر منظومه هایی است که به آن کمک می کنند تا کارهای روز مره اش به انجام برسد .
مانند زیر منظومه همسری ، زیر منظومه والدینی ، زیر منظومه فرزندان
|
مثال زیر منظومه ها |
|||
|
نسل |
علایق مشترک |
جنسیت |
وظایف |
|
پدر بزرگ و مادر بزرگ |
کسانی که مطاله را دوست دارند |
مردها |
کسانی که خانه را تمیز می کنند |
|
والدین |
کسانی که توپ بازی را دوست دارند |
زنها |
کسانی که اتومبیل را تمیز می کنند |
|
فرزندان |
کسانی که خرید را دوست دارند |
|
|
سلسله مراتب
سلسله مراتب به ساخت خانواده واین اشاره دارد که چگونه خانواده بر طبق توانایی یا بر اساس قواعد و نقش های تعریف شده توسط چشم انداز فرهنگی شان رده بندی می شوند .
سازمان هر نظامی برمبنای قدرت و توانایی تصمیم گیری استوار است . هرچه فرد در سلسه مراتب نظام در سطح بالاتری قرار بگیرد قدرت و توانایی تصمیم گیری او روی دیگران تاثیر گذار تر است .
خانواده سالم خانواده ای است که در آن زیر منظومه ی والدینی برای آن تصمیم می گیرد .
عوامل زیادی مانند پول ،سطح تحصیلات ، جنسیت ، توانایی هوشی ، مهارت اجتماعی ، ترتیب تولد و ... روی جایگاه فرد در سلسه مراتب خانوادگی تاثیر می گذارد .
قواعد
قواعد فرض ها و تصورات مشترک و متقابل خانواده هستند در مورد اینکه چکونه اعضای خانواده باید نسبت به یکدیگر رفتار کنند .و الگوهای تعاملی خانواده را تنظیم و مشخص می کند .
این قواعد به دو دسته تقسیم می شوند :
قواعد هشیارانه (آشکار)
تا وقتی بچه ها مشق خود را ننویسند اجازه ی تماشای تلوزیون را ندارند
قواعد ناهشیارانه ( ناآشکار )
وقتی پدر وارد خانه می شود بچه ها می ترسند
فرا قواعد
قواعدی هستند که به تغییر قواعد مربوط می شود و در تعیین و تحکیم و قواعد دیگر کاربرد دارند فرا قواعد معمولا به اینکه کدام قواعد مهم اند وچه کسی آنها را تعیین میکند مربوط می شوند .
سلامت خانواده به میزان زیادی به کیفیت و نوع قواعد حاکم بر آن بستگی دارد
خانواده ای که قواعد واقع بینانه ، منعطفانه ، عادلانه و هشیارانه بر آن حاکم است نسبت به خانواده دارای قواعد خشک ، غیر واقع بینانه و نا هشیارانه است از سلامت بهتری برخوردارند .
نقش ها
نقش ها به رفتارهای افراد در انجام کارها و وظایف مربوط به موقعیت خاص در خانواده اشاره می کند (استیونس – 2001) به عبارت دیگر نقش ها ، رفتارها ی مورد انتظار از اعضای خانواده است .
انواع نقشها :
نقشهای انتسابی
مانند جنسیت و نژاد که غیر قابل کنترل وتغییرند
نقشهای اکتسابی
متمایز سازی نقش به عنوان تلاشی دفاعی برای احیای احساس خود (self ) در خانواده بسیار مهم هستند .
مرزها
خطوط نامرئی هستند که بین اعضای خانواده ، زیر منظومه ها و خانواده و اجتماع قرار دارند و آنها را از محیط اطرافشان جدا می سازند .
در خانواده مرزها در یک پیوستار از واضح تا مبهم و از خشک تا منعطف قرار می گیرند .
خانواده هایی که دارای مرزهای بسیار خشک هستند ، تعاملات تصنعی و تحمیلی است و اعضای خانواده گسسته و منزوی هستند .در این خانواده ها عشق و محبت بیان نمی شوند و احساس تعلق و وفاداری در سطح پایینی است به این خانواده ها گسسته گفته می شود .
نقظه مقابل گسستگی در هم تنیدگی است . خانواده ی در هم تنیده خانواده ای است که اعضای آن فرصت و مجال اندکی برای تمایز دارند ، وحدت و اتحاد آنها تنیده و آمیخته است و هیجانات تقسیم شده اند . در این خانواده ها استقلال افراد و زیر منظومه ها نادیده گرفته می شود و احساس تعلق شدیدی در بین اعضای خانواده وجود دارد و افراد بیش از حد به هم وابسته اند و در امور هم دخالت می کنند . (استیونس – 2001 ، روزنبلات 1994)
خانواده ی سالم خانواده ای است که در آن مرزها واضح و منعطف است و به زیر منظومه ها و خانواده اجازه می دهد تا در عین ارتباط با محیط اطراف ، سایر اعضا و زیر منظومه ها ی خانواده استقلال خود را حفظ کنند .
حلقه های بازخورد
حلقه های بازخورد ارتباط بین قسمتهای مختلف نظام یا اعضای خانواده هستند .
حلقه بازخورد ر وابط بین دو موضوع یا رویداد به سبکی حلقوی است
درخواست زن برای صمیمیت بیشتر صمیمی تر شدن مرد زن صمیمی تر شدن را به خاطر درخواست خود می داند روی برگرداندن زن دور شدن مرد از زن درخواست زن برای صمیمیت بیشتر و .............
حلقه های بازخود برای نظام خود تنظیمی و خود حفاظتی مهیا می کند .
درمان ، مبتنی بر تصحیح ، تغییر یا اصلاح مکانیسم های بازخورد است .
انواع بازخورد
بازخورد مثبت
نظام را به سمت تغییر حرکت می دهد و موجب افزایش تغییر می شود
بازخورد منفی
موجب حفظ موقعیت موجود می شود مانع تغییر است و امکان تغییر و انحراف از ثبات خانواده را کاهش می دهد












