مشاوره ی خانواده (جلسه ی دوم )

مشاوره خانواده

جلسه ی دوم (24/11/92)

 

 

رابطه علیت در مشاوره ی خانواده

در مشاوره فردی  رابطه ی علت و معلولی رابطه ای خطی است  در حالی که در مشاوره ی خانواده رابطه ی علت و معلولی رابطه ای حلقوی و سیکلیک است


علت                                                            معلول


پرخاشگری شوهر                                                  نارضایتی زن

 


علت                                                                   معلول


پرخاشگری شوهر                                                نارضایتی زن

 

مقایسه مشاوره ی خانواده و مشاوره ی فردی

 

 

مشاوره ی فردی

مشاوره ی خانواده

تمرکز

فرد بیمار است . توجه اصلی بر آشفتگی های درون روانی فرد متمرکز است

خانواده بیمار است . توجه اصلی بر فرایندهایی که در خانواده به عنوان یک گروه رخ می دهد متمرکز است 

مسئولیت

مشاور مسئول فرد است .نشانه های بیماری فرد هدف درمان است

خانواده بیمار است . مشاور مسئول رفاه و آسایش کل خانواده است ، نه آسایش یک فرد .

فرایند

مشاور فرد را به صورت عمیق و اغلب جدای از محیط اجتماعی و ارتباط خانوادگی او مورد بررسی قرار می دهد .

مشاور افراد را به عنوان اعضای گروه خانواده مورد بررسی قرار می دهد و رفتار آنها را با تعاملات سایر اعضای خانواده مرتبط می سازد

محتوا

 

مشاور موضوع کنونی را با تجربیات گدشته ی مراجع مرتبط می سازد

اینجا و اکنون و نیز شیوه هایی که موجب دستیابی خانواده به عملکرد سالم می شوند مورد تاکید است

از موضوعات تخیل ، رویا و معانی آنها کم و بیش به عنوان محتوای درمان استفاده می کند

در درمان روی تعاملات بین اعضای خانواده و معناهایشان تمرکز می شود

محتوای تخیل و رویا ممکن است مورد تعبیر و تفسیر قرار گیرد و به وسیله ی درمانگر با احساسات ، نگرشها و رفتار مرتبط شود

فرایند و تعاملات خانواده توسط درمانگر و مشاور نشات داده می شوند و معانی آنها به همان شکلی که رخ داده اند مورد بررسی قرار می گیرند

اغلب هویت بیمار یا مراجع از طریق بررسی یکپارچگی های او که از تعارض بین نهاد و فراخود بدست می آید ، توصیف می شود

هویت بیمار از طریق روشن سازی نقشی که بیمار در خانواده ایفا می کند . خود انگاره ی بیمار در این نقش و ارتباط نقش او تحول می یابد

با تحریف تصویر ذهنی درمانگر بر اساس تجارب هیجانی دوران کودکی ، انتقالها  ممکن است تا حد زیادی شخصی شود

انتقال تضعیف می شود و مشاور یا درمانگر یک شخصیت واقعی است

موضوعاتی که توسط بیمار یا مراجع فاش می شود ، کاملا محرمانه باقی می ماند .

موضوعات به وسیله ی خانواده آشکار و بی پرده با درمانگر در میان گذاشته می شود

اهداف

تشخیص ، تحلیل و درمان اختلال یا بیماری فرد است .

دستیابی به عملکرد اثر بخش خانواده بدون توجه به آسیب شناسی فرد

درک فرد از خودش به عنوان فردی یگانه و منحصر به فرد .

درک فرد از خودش و سایر اعضای خانواده در ارتباط با یکدیگر .

جستجو ، بینش دهی و رهایی شخص از تعارضات سرکوب شده

برقراری تعاملات سالم بین اعضای خانواده

 

ویژگیهای مشاوره خانواده

—       مشکلات درون فردی در نظر گرفته نمی شوند بلکه آنها به بافت وسیع تری از تعاملات بین افراد نسبت داده می شوند .

—       مشاوران خانواده نسبت به مشاوران فردی فعال تر و رهنمودی تر هستند و کنترل بیشتری بر جلسه دارند

—       مشاوران خانواده به ندرت می توانند از یک رویکرد نظری به صورت تجملی استفاده کنند  آنها بسیار عملگرا و انعطاف ناپذیر و قابل تغییرند

—       در مشاوره ی خانواده بر ساختار سازمانی وفرایند رشد طبیعی که قسمتی از همه ی سیستم های خانواده متمرکز می شود . این تمرکز شامل توجه به قواعد ، هنجارها و ائتلافهای خانوادگی است .

—       در مشاوره ی خانواده الگوی علیت حلقی بیشتر از علیت خطی ترجیح داده می شود

—       در مشاوره ی خانواده الگوهای رشدی که چرخه زندگی خانواده را توصیف میکنند مورد استفاده قرار می گیرد .

—       به جای تصور منفرد و جداگانه ی ساختارهای  خانواده  (مانند خانواده ی سنتی )مشاوران خانواده اذعان دارند که بسته به فرهنگ غالب ، الگوهای چند گانه  ، رایج و متداول هستند ( مانند خانواده تک والدی و ... ) 


مفاهیم بنیادی مشاوره خانواده

کلیت

—       کلیت یک نظام چیزی فراتر از اجزاء آن است

—       مفهوم کلیت ، ایده ی ویژگیهای در حال تکوین را می رساند این ویژگی ها تا زمانی وجود خواهند داشت که نظام کامل و سالم باشد . درغیر این صورت ویژگی در حال تکوین برای مدت زیادی دوام نخواهد داشت (اکنوت و مک دیرموت 1997)

—       بدون کلیت ، مولفه های سازنده ی نظام نمی تواند جدا و مستقل عمل کند .

ساخت

—       خانواده برای انجام تکالیف و وظایف خود ساختی را ایجاد می کند

—       ساخت خانواده مجموعه ناآشکار خواست ها ، قواعد و مقرراتی است که به شیوه های اعضای خانواده برای انجام تکالیف سازمان می بخشد و در برگیرنده ی الگوهای تعاملی است که در خانواده بر اساس آن عمل می شود .  

زیر منظومه

—       زیر منظومه ها یا زیر نظام ها مولفه های سازنده ی نظام هستند که دارای وجوه مشترکی می باشند و در نتیجه تا اندازه ای به هم وابسته اند

—       زیر منظومه ها یا زیر نظام ها نظام های کوچکتر در درون نظام بزرگترند

—       نظام خانواده دارای زیر منظومه هایی است که به آن کمک می کنند تا کارهای روز مره اش به انجام برسد .

—       مانند زیر منظومه همسری ، زیر منظومه والدینی ، زیر منظومه فرزندان 

 

مثال زیر منظومه ها

نسل

علایق مشترک

جنسیت

وظایف

پدر بزرگ و مادر بزرگ

کسانی که مطاله را دوست دارند

مردها

کسانی که خانه را تمیز می کنند

والدین

کسانی که توپ بازی را دوست دارند

زنها

کسانی که اتومبیل را تمیز می کنند

فرزندان

کسانی که خرید را دوست دارند

 

 

 

سلسله مراتب

—       سلسله مراتب به ساخت خانواده واین اشاره دارد که چگونه خانواده بر طبق توانایی یا بر اساس قواعد و نقش های  تعریف شده توسط چشم انداز فرهنگی شان رده بندی می شوند .

—       سازمان هر نظامی برمبنای قدرت و توانایی تصمیم گیری استوار است . هرچه فرد در سلسه مراتب نظام در سطح بالاتری قرار بگیرد قدرت و توانایی تصمیم گیری او روی دیگران تاثیر گذار تر است .

—       خانواده سالم خانواده ای است که در آن زیر منظومه ی والدینی برای آن تصمیم می گیرد .

—       عوامل زیادی مانند پول ،سطح تحصیلات ، جنسیت ، توانایی هوشی ، مهارت اجتماعی ، ترتیب تولد  و ... روی جایگاه فرد در سلسه مراتب خانوادگی تاثیر می گذارد .

قواعد

—       قواعد فرض ها و تصورات مشترک و متقابل خانواده هستند در مورد اینکه چکونه اعضای خانواده باید نسبت به یکدیگر رفتار کنند .و الگوهای تعاملی خانواده را تنظیم و مشخص می کند .

—       این قواعد به دو دسته تقسیم می شوند :

—       قواعد هشیارانه (آشکار)

تا وقتی بچه ها مشق خود را ننویسند اجازه ی تماشای تلوزیون را ندارند 

—       قواعد ناهشیارانه ( ناآشکار )

وقتی پدر وارد خانه می شود بچه ها می ترسند

—       فرا قواعد

—       قواعدی هستند که به تغییر قواعد مربوط می شود و در تعیین و تحکیم و قواعد دیگر کاربرد دارند فرا قواعد معمولا به اینکه کدام قواعد مهم اند وچه کسی آنها را تعیین میکند مربوط می شوند .

—       سلامت خانواده به میزان زیادی به کیفیت و نوع قواعد حاکم بر آن بستگی دارد

—       خانواده ای که قواعد واقع بینانه ، منعطفانه ، عادلانه و هشیارانه بر آن حاکم است نسبت به خانواده دارای قواعد خشک ، غیر واقع بینانه و نا هشیارانه است از سلامت بهتری برخوردارند .

نقش ها

—       نقش ها به رفتارهای افراد در انجام کارها و وظایف مربوط به موقعیت خاص در خانواده اشاره می کند (استیونس 2001) به عبارت  دیگر نقش ها ، رفتارها ی مورد انتظار از اعضای خانواده است .

—       انواع نقشها :

—       نقشهای انتسابی

مانند جنسیت و نژاد که غیر قابل کنترل وتغییرند

—       نقشهای اکتسابی

—       متمایز سازی نقش به عنوان تلاشی دفاعی برای احیای احساس خود (self ) در خانواده بسیار مهم هستند .

مرزها

—       خطوط نامرئی هستند که بین اعضای خانواده ، زیر منظومه ها و خانواده و اجتماع قرار دارند و آنها را از محیط اطرافشان جدا می سازند .

—       در خانواده مرزها در یک پیوستار از واضح تا مبهم و از خشک تا منعطف قرار می گیرند .

—       خانواده هایی که دارای مرزهای بسیار خشک هستند ، تعاملات تصنعی و تحمیلی است و اعضای خانواده گسسته و منزوی هستند .در این خانواده ها عشق و محبت بیان نمی شوند و احساس تعلق و وفاداری در سطح پایینی است به این خانواده ها گسسته گفته می شود .

—       نقظه مقابل گسستگی در هم تنیدگی است . خانواده ی در هم تنیده خانواده ای است که اعضای آن فرصت و مجال اندکی برای تمایز دارند ، وحدت و اتحاد آنها تنیده و آمیخته است و هیجانات تقسیم شده اند . در این خانواده ها استقلال افراد و زیر منظومه ها نادیده گرفته می شود  و احساس تعلق شدیدی در بین اعضای خانواده وجود دارد و افراد بیش از حد به هم وابسته اند و در امور هم دخالت می کنند . (استیونس 2001 ، روزنبلات 1994)

—       خانواده ی سالم خانواده ای است که در آن مرزها واضح و منعطف است و به زیر منظومه ها و خانواده اجازه می دهد تا در عین ارتباط با محیط اطراف ، سایر اعضا و زیر منظومه ها ی خانواده استقلال خود را حفظ کنند .

حلقه های بازخورد

—       حلقه های بازخورد ارتباط بین قسمتهای مختلف نظام یا اعضای خانواده هستند .

—       حلقه بازخورد  ر وابط بین دو  موضوع یا رویداد به سبکی حلقوی است

—       درخواست زن برای صمیمیت بیشتر            صمیمی تر شدن مرد           زن صمیمی تر شدن را به خاطر درخواست خود می داند                روی برگرداندن زن          دور شدن مرد از زن              درخواست زن برای صمیمیت بیشتر و .............

—       حلقه های بازخود برای  نظام خود تنظیمی و خود حفاظتی مهیا می کند .

—       درمان ، مبتنی بر تصحیح ، تغییر یا اصلاح مکانیسم های بازخورد است .

انواع بازخورد

—       بازخورد مثبت

—       نظام را به سمت تغییر حرکت می دهد و موجب افزایش تغییر می شود

—       بازخورد منفی

موجب حفظ موقعیت موجود می شود  مانع تغییر است و امکان تغییر و انحراف از ثبات خانواده را کاهش می دهد

تربیت جنسی کودکان پیش دبستانی

سوال

وارد اتاق می شوید و می بینید فرزند 3- 4 ساله ی شما و کودک هم سن و سالش تمام لباسهای زیر خود را در آورده اند . یا اینکه می بینید فرزند تان با کودکی هم سن و سالش بنا به گفته ی خودشان آمپول بازی می کنند

چه عکس العملی نشان می دهید ؟


پاسخ های برخی از والدین

عصبانی می شوم و با او دعوا می کنم

سریع می خواهم لباسش را بپوشد و از اتاق خارج شود

ناراحت می شوم ولی سکوت می کنم

چیزی نمی گویم و اتاق را ترک می کنم

سعی می کنم همیشه مراقب فرزندم باشم  تا چنین اتفاقی نیفتد

از قبل به او می گویم آمپول بازی بد است

به هیچ عنوان مایل به پاسخ دادن نیستند و مقاومت نشان می دهند

به نظر شما کدام پاسخ یا عکس العمل درست است ؟

تحلیل پاسخها

عصبانی می شوم و با او دعوا می کنم

کسانی که عصبانی می شوند  به این رفتار به صورت ناخود آگاه نگاه جنسی دارند و این در حالی است که کودکان در این سن در دوره کمون یا خاموشی جنسی بسر می برند و رفتارو بازیها یشان  با نگاه جنسی آنگونه که تصور بزرگسالان است نبوده بلکه بدلیل  آشنا شدن کودک با بدن ، شناخت تفاوتهای جنسیتی و کنجکاوی است . 

سریع می خواهم لباسش را بپوشد و از اتاق خارج شود

این والدین با رفتار خود حس کنجکاوی بیشتر را در فرزندان خود دامن می زنند

ناراحت می شوم ولی سکوت می کنم

این گروه از والدین ممکن است بدلیل شرم از ورود به این مقوله ، عدم اطلاع از روشهای آموزش و تربیت چنسی ، یادگیری ها و اطلاعات قبلی در زمینه تابو بودن و عدم صحبت در باره ی  مسایل جنسی عکس العملی نشان می دهند

چیزی نمی گویم و اتاق را ترک می کنم

برخی از  والدین  با  دیدگاه آزادی جنسی معتقدند باید کودکان را در تجارب جنسی آزاد گذاشته و همانند  سبک فرهنگ غربی فرزندانشان را در این زمینه آزاد گداشته تا در آنان ایجاد حساسیت  و کنجکاوی نشود .

سعی می کنم همیشه مراقب فرزندم باشم  تا چنین اتفاقی نیفتد.

این والدین روش تربیتی نظارت رابرگزیده اند و گمان می کنند از طریق نطارت مستمر می توانند رفتارها و شرایط فرزندشان را کنترل کنند و به جای روش آموزش در تربیت جنسی روش کنترل را انتخاب می کنند .

از قبل به او می گویم آمپول بازی بد است

 

 بحث و نتیجه گیری 

والدین باید بدانند تربیت جنسی یکی از مقوله هایی است که مانند سایر مقوله هایی که نیازمند تربیت و آموزش می باشد نیاز به آموزش دادن و تربیت دارد

 تربیت جنسی در کودکان به صورت ناگهانی شروع نمی شود بلکه والدین بایستی از دوران کودکی تربیت جنسی فرزند خود را آغاز کنند در مقابل سئوالات و رفتارهای فرزندانشان  به بهترین نحو پاسخ دهند

بنابر این بر والدین است که با توجه به نیاز کودک  به دریافت آموزش و تربیت جنسی اقدامات زیر را انجام دهند

 

1 - یک پدر و مادر منطقی می دانند که سئوال کردن کودک علت دارد چرا پرسید؟ وعلت چیست؟

 ابتدا باید والدین بیابند که این سوال  رفتار یا بازی چرا و چگونه در ذهن کودک شکل گرفته است و کودک چه اطلاعاتی در این زمینه دارد سپس بر اساس دانسته های کودک به او جواب دهند .

یعنی چرا این سئوال را کرد! کودکم این رفتار را از کجا یاد گرفته ! آیا از طریق فیلم بوده! یا از طریق بچه های همسن سال خودش بوده!

آنها می توانند  از دو راه شنیداری و مشاهده متوجه شوند که علت رفتارها و کنجکاوی فرزندشان به چه  دلیل است.

2 - والدین در پاسخگویی  به سوالات یا راهنمایی کودک لازم است حتما جنبه های فرهنگی و اعتقادی را مد نظر داشته باشند

بیاد داشته باشند که در صورتی که کودکان از ابتدای خردسالی  برنامه ریزی نشده و متناسب با سن و میزان درک کودکان اطلاعات جنسی را به صورت درست از سوی والدین دریافت نکنند در آینده حجم زیادی از اطلاعات خود را از منابع غیر معتبر مانند دوستان رسانه ها و اینترنت دریافت خواهند کرد

3 - عکس العمل شدید یا رفتارهای متعجبانه یا متفاوت می توانند زمینه ی  بروز حساسیت و بالطبع کنجکاوی غیر ضروری را در کودکان ایجاد کند

 بنابر این رفتار طبیعی والدین و پاسخگویی مناسب و راحت خود می تواند پاسخگوی میزان طبیعی کنجکاوی کودکان در این مورد باشد

4 - مفهوم خصوصی و حريم شخصي را قاطعانه برای کودکتان مطرح كنيد و توضیح دهید و او را با قسمتهای خصوصی بدنش آشنا کنید .

در این سن بچه ها اصرار دارند بدنشان را محرمانه نگهدارند واز لخت بودن احساس شرم می کنند  لازم است که والدین  این حالت را تقویت کنند

بچه هایی که اصرار دارند بدنشان را محرمانه نگه ندارند و از لخت بودن احساس شرم نمی کنند ( نپوشیدن لباس زیر) برای آموزش تربیت جنسی نیاز به  تشریح کلمه خصوصی به آنان لازم است  ؟

به عنوان مثال به فرزندتان بگویید پسرم اگر در کوچه یا محلمان عروسی باشد آیا می توانیم به آن عروسی برویم فرزند در پاسخ شما یا می گوید آری یا نه؟

اگر گفت نه بگوید آفرین چون انجا یک جای خصوصی است و فقط میهمانانی می توانند وارد آنجا شوند که کارت دعوت دارند. پس  کسانی می توانند بروند که اجازه داشته باشند و با این  تشریح کلمه خصوصی را کودکانه برای کودک بازگو  کنید و مادرانی که کلمه خصوصی را آموزش می دهند بهتر می توانند به سوالات جنسی فرزندان پاسخ دهند.

ما انسانها هم در بدن جای خصوصی داریم که نباید دیده شود و باید محرمانه نگهداشته شود و از نشان دادن آن احساس شرم حیاء کنیم و آن را بپوشانیم مانند آلت تناسلی که با شورت پوشانده می شود

5 به كودكان ياد بدهيد كه رابطه ها افت و خيز دارند، اگر وي از كسي ناراحت مي شود بايد ياد بگيرد كه چگونه ناراحتي خود را ابراز كند و چگونه جرأتمند بوده و ''نه'' بگويد.

روابط جنسي سالم در بزرگسالي مستلزم اين است كه فرد از همان كودكي روابط اجتماعي مناسبي داشته باشد

6 - برای  کودک توضیح دهید اگر توسط دوستان و اشخاصی مورد تحریک یا تعدی قرار گرفت حتما  سریعا باز گو نماید.

چرا که بعضی از کودکان مورد این تحریک قرار می گیرند ولی نمی دانند که مورد آزار جنسی قرار گرفته اند.ویا از ترس عواقب برخورد تند والدینشان از گفتن حقایق و اتفاقاتی که برایشان رخ می دهد امتناع می کنند . ( لطفا حتما فیلم هیس دخترها فریاد نمی زنند را ببینید )

7 - گاهی اوقات بچه های  سوالاتی از مادر می پرسند که مادرها با این سئوالات غافلگیر می شوند و می مانند که پاسخ را چگونه بدهند ؟

مثال: چرا گاهی اوقات نماز نمی خوانی ؟ یا دیدن ناگهانی قطره خونی در لباستان توسط فرزندتان ؟

پاسخ مادر: باخونسردی جواب دهید پسرم؛ بعضی از میکروبها اگر در بدن ما مامانها بماند با بودن آنها ما مریض می شویم و باید از بدنمان دفع شود و اگر کودک پرسید از کجا به او بگوید از جای خصوصی که قبلا برایت توضیح دادم  به صورت قطرات خون. اگر سوال کرد ما پسرها یا مردها به این طریق باید این میکروب را دفع کنیم بگویید خیر فقط زن ها می توانند این مریضی را دفع کنند مردها چون از نظر زور بازو از زنها قوی تر هستند با خوردن دارو میکروبها در بدنشان کشته می شوند و دیگر نیاز نیست از بدنشان مانند زنها خارج گردد چرا که خدا هر کسی را متقاوت آفریده خود بزرگتر شدی می فهمی و در آخر به کودتان خاطر نشان کنید این یک مسئله خصوصی است که من برایت توضیح دادم فقط برای سطح اطلاعات خودت بود و نباید به دیگران بگویی  و محرمانه در نزد خودت بماند.

گاهی اوقات کودک از شما سئوال می کند چرا مانند بچه ها از پوشک استفاده می کنید؟

از جواب داده طفره نروید و به او هم دروغ نگوید!

پاسخ مادر: با در نظر گرفتن خونسردی کامل خود, کوتاه مفید جواب دهید! پسرم برای اینکه لباسم  کثیف آلوده به خون نشود ,استفاده کردن از پوشک را هم خاطر نشان کنید بصورت محرمانه در نزد خود نگه دارد و نزد دیگران مطرح نشود.

8 - مراقب رفتارهای خود بویژه در روابظ جنسی و تحریک کننده باشید

مراقبت والدین در رابط با تربیت جنسی دو بعد دارد.

1-    در رابطه با خودشان .

الف - در مناسبات جنسی نهایت دقت را داشته باشید و دور از چشم فرزندان باشید.

ب -  مراقب شوخی هایتان و نوازشهای یکدیگر  در نزد آنها باشید. چون فرزندان با مشاهده پدر مادر خیلی از اطلاعات را به شکل غیر مستقیم دریافت کرده و باعث کنجکاوی فرزندان به مسائل جنسی می شود.

ج – در اتاق والدین باید به روی فرزندان بسته باشد و بدون اجازه وارد آن نشوند

د- نقاط حساس و اعضای جنسی کودک را دستکاری و تحریک نکنید .

ه کودکان را در حالی که عصبانی و ناراحت هستند به رختخواب نفرستید

 

2-   یک بعد دیگر آن  در رابط با فرزند است.

الف -  از شش سالگی اتاق خواب کودک را جدا کنید

ب - همچنین بچه ها را عادت دهید که وقتی وارد اتاق می شود در بزنند .

ج -  مواردی چون شستشو و تطهیر در سنین پیش دبستانی که باید مراقب باشند تحریک صورت نگیرد (جای خصوصی) و شایان ذکر است که وظیفه استحمام پسر بعد از 3 سالگی به عهده پدر است و استحمام دختر بعد از 3 سالگی به عهده مادر است

د-  پوشش و لباس مناسب هم برای بچه ها مهم است لباسهای تحریک کننده و چسبان و تنگ برای بچه ها مناسب نیست

 ه -  به کودکان بیاموزید در بازی ها محدوده سنی رعایت شود. 

 

9 - کودک را با اعضای بدنن  و عضو جنسی او آشنا کرده و نام اعضا را به او بیاموزند .

10 - به او بگویند که مردها و زنان با هم تفاوت دارند

 اما ضرورتی ندارد تفاوتهای مربوط به اعضای جنسی برای کودک گفته شود همین مقدار که تفاوتهای ظاهری را بفمند کافی است .

11 نظارت و مراقبت از کودکان امری ضروری است

بنابراین گاهی به کودکتان در جاهای مختلف مانند اتاق خواب ، هنگام بازی با همسالان در اتاق یا کوچه ، و ... سر بزنید  .اما توجه داشته باشید از آنجا که همیشه امکان کنترل شرایط و نظارت بر کودکان وجود ندارد لازم است با خونسردی و استفاده از روشهای مناسب و متناسب با سن به کودکشان در بدست آوردن اطلاعات لازم کمک کنید .

و سعی کنید فرزند خردسالتان را به افرادی که به طور کامل نمی شناسید مخصوصا جنس مخالف نسپارید .

12 - مراقب حضور کودک در مکانها و زمانهای خلوت باشید

زیرا ممکن است توسط افراد منحرف مورد سوء استفاده جنسی قرار بگیرد .   در حد سن کودک برخی خطرات جنسی که او را تهدید می کند برای او توضیح دهید : تو نباید افراد غریبه را ببوسی یا بغل آنها بروی ، نباید اجازه دهی کسی به بدنت دست بزند ، اگر این کار را کرد به پدر و مادر بگو ، اگر کسی که او را نمی شناسی به تو چیزی داد و گفت بیا جایی بریم نباید با او بروی و چیزی را از او بگیری

 

 13 -   در صورتیکه کودک آلت تناسلی خود را دستکاری کرد از خشونت بپرهیزید و به آرامی او را مشغول کار دیگری کنید .

 علت این عمل ممکن است کنجکاوی ، ناآشنایی با اعضای بدن ، مشکل جسمی ( خارش ، انگل ، سوزش خشکی پوست و ...)  یا عدم رعایت بهداشت باشد .  ممکن است علت آن فشارهای روحی باشد تا از این طریق به آرامش برسد . این موارد را باید با پزشک در میان گذاشت .

 برخورد خشن در این موارد کودک را حساستر و عمل را تثبیت می کند و او احساس افسردگی می کند و برای پرسشها و ابهامهای جنسی دیگر به سراغ شما نمی آید .

 

14 - ازهمان ابتدای کودکی سعی کنید فرزندتان با لباس خواب کامل به رختخواب برود به نحوی که قسمتهای مختلف بدن و پوست او با هم تماس نداشته باشد

. زیرا لمس اعضای او با هم و یا رختخواب می تواند زمینه ی تحریک جنسی را در آینده فراهم سازد  .

 

15 -  کودکان نیاز مند محبتند.   باید آنها را بوسید و در آغوش کشید .  اما باید مراقب بود . 

از بوسیدن لبها  و سخت در آغوش گرفتن و فشار دادن کودک بویژه توسط جنس مخالف  بپرهیزید زیرا باعث تحریک جنسی او  می گردد . 

16 نکات بهداشتی را رعایت کنید

 انگلهای معده و کرمک سبب پیدایش خارش در اطراف آلت  تناسلی همچنین عفونتهای دستگاه جنسی  می تواند موجب تحریک کودک شود به همین دلیل ختنه ی کودکان در ابتدای دوره ی نوزادی  و رعایت بهداشت  مانند استحمام به موقع و تعویض لباس زیر و آموزش شستشو پس از دفع  و مراجعه به پزشک در مواردلزوم  می تواند به سلامت جنسی کودکتان کمک کند .

 

17 - وقتی کودکان نحوه متولد شدن خود را می پرسند برای پاسخ دادن به این سئوال چند نکته قابل ذکر است؟

الف -  در این لحظه از انجام دادن هر فعالیتی خوداردی کرده و تمام حواستان را به کودک دهد به طوری که قد خود را هم قد کودک قرار داد و و روبروی او بنشیند و با او ارتباط چشمی برقرار کنید چرا که کودک متوجه شود همه حواستان به اوست نه چیز دیگر در جواب آن عجله نکنید و بگذارید کودک سوالش رابه صورت کامل از شما بپرسد.

ب -  به کودک بگوید سئوال خوبی پرسیدی عزیزم چه می خواهی بدانی, منظورت چیست ؟ چرا که با این لحن بیان کودک احساس امنیت بیشتری نسبت به شما پیدا می کند.

نکته ( اگر دچار لکنت زبان می شوید و احساس شرم دارید یا بر خود مسلط نیستید وچهره برافروخته ای دارید و حس خوبی نسبت به جواب این سئوال کودک ندارید جواب سئوال را به روزهای بعد موکول کنید و یا بگوید نمی دانم و حتما مطالعه می کنم جوابت را می دهم (تا کودک از این سئوال احساس گناه و شرم نکند)

 پاسخ نحوه متولد شدن : (2تا 6 سال )

بعد از رعایت کردن مطالب بالا مادر به فرزند به این صورت جواب می دهد:

فرزند دلبندم همه موجودات زنده از تخم به وجود می آیند بعضی از موجودات تخم را درون شکم خود نگه می دارند بعضی ها از بدن خارج می کنند .

در اینجا مثالهایی مانند پرندگان برای او بزنید که تخم می گذارد و بعد روی آن می خوابد تا تبدیل به جوجه شود .

ولی ما مامانها تخم را درون شکم خود نگه می داریم و روز به روز این تخم بزرگتر می شود و تبدیل به بچه می شود وبه همین دلیل مادرها شکمشان بزرگتر می شود. (کوتاه مفید)

 

پاسخ گروه سنی 7 تا 8 سال :

تخمی در شکم مادر است که تبدیل به بچه شده و مادر در بدن خود جای دارد که مانند گلابی می باشد و بچه تا زمانی که به دنیا بیاید درون آن باقی می ماند و بعد از چندین ماه به خاطر رشد بچه شکم مادر روز به روز بزرگتر می شود.

اگرپرسید این تخم کجا بود بگوید این تخمک از اول درون شکم مامان بوده و خدا درون شکم موجودات زنده برای به دنیا آوردن بچه هایشان  قرار داده است. (حتی می توانید برای مثال میوه از وسط به دو نیم کنید و بگوید ببین درون میوه ها هم تخم وجود دارد ) 

اگر سوال کرد چرا درون شکم خود نگه می دارند؟

بعضی از موجودات زنده چون  به بچه هایشان شیر می دهند و خون گرم هستند و بچه زا هستند  و بعد از به دنیا آمدن به تنهای نمی توانند از خود مراقبت کنند در کنار مادرها می مانند تا بزرگتر شوند مانند  : نوزاد انسانها , بچه های ببر  ,  روباه, .....

اگر پرسید بچه از کجا دنیا می آید به حالت سزارین جواب دهید ( لباس خود را کمی بالا بزنید و مقدار کمی از زیر ناف خود را به آن نشان دهید و بگوید از اینجا.

چرا ؟ به چه علت؟

نباید به کودک دروغ گفت و  جوابها به صورت  شوخی مسخره باشد مثال :  تو را خریده ایم ! یا دعا کردیم  خدا تو را به ما داده !

این اطلاعات ناقص و غلط باعث می شود بعضی از بچه ها وقتی کمی بزرگتر شدن و جوابهاها را دریافت نموداند نسبت به پدر مادر خود بی اعتماد می شوند.

ودسته ای دیگر از بچه ها به دلیل کنجکاوی بیش از حد وقتی پدر مادر از جواب دادن شانه خالی می کنند برای دریافت پاسخ با افراد بزرگسال تر  از خودش ارتباط برقرار می کند. و امکان دارد از آنها پاسخهایی دریافت نمایند که بیش از حد سن آنان باشد و در نتیجه جگر گوشه شما به انحرافات جنسی کشیده شود.


 

 با تشکر نظرات ارزشمندتان را برایمان ارسال کنید 

نظريه‌ي مثلثي عشق اشترنبرگ

نظريه‌ي مثلثي عشق اشترنبرگ

          اشترنبرگ (1987) در نظريه‌ي مثلثي عشق خود ، عشق را به سه بخش قسمت مي‌كند :

 الف ـ اشتياق

 ب ـ صميميت 

 ج ـ تعهد 

          « اشتياق » به انگيزه‌هايي اشاره دارد كه به عشق رهنمون مي‌شوند (انگيزه‌هايي مانند جذابيت و تمايلات جنسي). اما از طرف ديگر به نياز‌هايي از قبيل عزت‌نفس، نزديك بودن  و خود شكوفايي هم اشاره دارد. « اشتياق » در عين حال بسياري از هيجان‌ها را نيز در برمي‌گيرد. (هيجاناتي از قبيل آرزو، شرم، آسيب‌پذيري، تحسين و اشتياق.) پس اشتياق دو مؤلفه‌ي هيجاني و انگيزشي عشق را در برمي گيرد.

          «صميميـّت»به رفتارهايي اطلاق مي‌شود، كه نزديكي عاطفي را افزايش مي‌دهد. نزديك بودن عاطفي شامل حمايت و درك متقابل، ارتباط برقرار كردن و سهيم كردن خود، فعاليت‌ها و دارايي‌هايمان با ديگري است.

          «تعهد» به دو گونه تصميم باز مي‌گردد. ابتدا تصميم كوتاه مدتي مبني بر اين‌كه آيا آنچه كه هست را عشق بناميم يا نه و دوم تصميم بر اين‌كه آيا براي حفظ آن عشق به سوي آينده‌اي قابل پيش‌بيني تلاش كنيم يا نه. تعهد بيشتر كاركرد شناختي دارد تا كاركرد هيجاني و شامل قصد هشيارانه و اراده مي‌شود.

          در روانشناسي سه مؤلفه‌ي رفتار، شناخت و هيجان در دهه‌هاي اخير، اساس و بنيان پديده‌هاي رواني شناخته شده است و عشق نيز به عنوان يك پديده‌ي رواني از اين موضوع مستثني نيست. بنابراين مي‌توانيم بگوييم كه « اشتياق » مؤلفه‌ي هيجاني عشق، «صميميت» مؤ‌لفه‌ي «رفتاري» و «تعهد» قسمت شناختي آن است.

 

هشت نوع عشق از نظر اشترنبرگ

اشترنبرگ براساس سه مؤلفه‌ي تشكيل دهنده‌ي عشق، هشت نوع عشق را تعريف كرده است كه به ترتيب عبارتند از:

انواع عشق

ميل

صميميت

تعهد

فقدان عشق

ضعيف

ضعيف

ضعيف

عشق دوستانه

ضعيف

قوي

ضعيف

عشق شهواني

قوي

ضعيف

ضعيف

عشق پوچ

ضعيف

ضعيف

قوي

عشق خيال‌انگيز

قوي

قوي

ضعيف

عشق مشفقانه

ضعيف

قوي

قوي

عشق ابلهانه

قوي

ضعيف

قوي

عشق كامل

قوي

قوي

قوي

 

فقدان عشق:

‌          در اين رابطه هيچ يك از عناصر عشق حضور ندارد. اين رابطه را در زندگي روزانه با مردم عادي داريم.

 

عشق دوستانه:

اين احساس زماني دست مي‌دهد كه اشتياق و تعهد كمتر است اما صميميـّت در حد بالايي حضور دارد. اين احساس را معمولاً در رابطه با دوستان صميمي داريم.

 

عشق شهواني:

اشتياق در اين عشق بيشتر حضور دارد. هيجانات و اشتياق زيادي در اين رابطه وجود دارد، اما صميميـّت و تعهد در سطح ضعيفي قرار دارد.

 

عشق پوچ:

اين عشق زماني احساس مي‌شود كه تعهد قوي باشد، اما ميل و صميميـّت در سطح پاييني قرار داشته باشد يا اصلاً وجود نداشته باشد. اين ويژگي اغلب در زوج‌هايي ديده مي‌شود، به خاطر بچه‌ها در كنار يكديگر زندگي مي‌كنند.

 

عشق خيال‌انگيز:

اين عشق در بين زوج‌هايي مشاهده مي‌شود كه رابطه‌ي آنها تا اندازه‌اي تازه است همانند دوران نامزدي. اشتياق و صميميـّت شديد است، اما زوج‌ها به اندازه‌ي كافي، تجربه‌هاي مشترك ندارند كه متقابلاً احساس تعهد كنند.


عشق مشفقانه:

در اين عشق صميميـّت و تعهد شديد است اما اشتياق ضعيف است. عشق مشفقانه در بين زوج‌هايي ديده مي‌شود كه به مدت تقريباً طولاني با هم هستند و از يكديگر رضايت دارند، اما جاذبه جنسي آنها از بين رفته است.

 


عشق ابلهانه:

در اين عشق اشتياق و تعهد بالاست اما صميميـّت ضعيف است. رابطه‌ي زوجي كه مرد دست بزن دارد اما به همسرش وفادار است و جاذبه جنسي بين آن دو زياد است، از اين گونه عشق مي‌باشد.

 

عشق كامل:

اين عشق سه عنصر را به طور سخاوتمند در خود جاي داده است. همان‌طور كه اشترنبرگ مي‌گويد، رسيدن به اين مرحله خيلي آسان‌تر از حفظ آن است.

جدول زير آنچه را كه درباره‌ي روابط دو نفر، يا هشت شيوه‌ي دوست داشتن گفتيم، به طور خلاصه نشان مي‌دهد.

 

مقیاس عشق مثلثی اشترنبرگ

مقیاس عشق مثلثی اشترنبرگ

به نظر اشترنبرگ عشق مثل یک مثلث است و بهترین عشق به مثلث متساوی الاضلاع شباهت دارد. عشق سه عنصر دارد : صمیمیت هوس و تعهد . عشق زمانی بهترین حالت را خواهد داشت که هر یک از سه عنصر را تقریبا به طور یکسان شامل شود

دستور العمل:

در جای خالی هر یک از جملات مقیاس زیر ابتدا اسم کسی را که دوست دارید یا شیفته او هستید بنویسید . بعد مشخص کنید که تا چه اندازه با هر یک از جملات موافق هستید . برای این کار از مقیاس 9 درجه ای که در آن عدد 1به معنای اصلا. عدد 5به معنای به طور متوسط. 9به معنای به طور کامل استفاده کنید . از بقیه اعداد بین 1و 9 بر اساس سطح موافقت خود با جملات کمک بگیرید

1 . به شدت در فکر راحتی .......... هستم

2. با .........روابط بسیار گرمی دارم

3 . در مواقع دشوار می توانم روی ......... حساب کنم

4 . ........... میتواند در مواقع دشوار روی من حساب کند

5. آماده ام هر چه دارم با ............ . قسمت کنم

6 . ............ خیلی مرا از نظر عاطفی حمایت میکند

7 . ............ . را از نظر عاطفی خیلی حمایت می کنم

8 . با ........... خیلی خوب ارتباط بر قرار می کنم

9 . در زندگی خود خیلی به ........... بدهکار هستم

10 . خیلی خودم را به ............ ... نزدیک احساس می کنم

11 . با ............ روابط بسیار خوشایندی دارم

12 . به نظر خودم ............را خیلی خوب درک می کنم

13 . ........... مرا خیلی خوب درک می کند

14 . فکر می کنم که می توانم به ......... افتخار کنم

15 . برخی اسرار خودم را در اختیار ........ می گذارم

16 . هیچ چیزی مرا به اندازه دیدن ............ بر نمی انگیزد

17 . تعجب می کنم که در طول روز نیز خواب ......... را می بینم

18 . رابطه من با ......خیلی رمانتیک است

 19 .شخصا ........ را خیلی جذاب می دانم

20 .به نظر من ............ یک فرد ایده ال است

21. اصلا نمی توانم فکر کنم که فرد دیگری مثل ...... بتواند مرا اینقدر خوشحال کند

22. تر جیح می دهم با ...... باشم نه با هر کس دیگری

23 .هیچ چیزی مهم تر از رابطه من با ......... نیست

24. مخصوصا دوست دارم با ........... رابطه فیزیکی داشته باشم

25 .در رابطه من با ......... تقریبا سحر و جادو وجود دارد

26 .واقعا ......... را می پرستم

27 .نمی توانم بدون ........... زندگی کنم

28 .رابطه من با ............ . خیلی هوس انگیز است

29 . وقتی فیلمهای عاشقانه نگاه می کنم و وقتی رمانهای عشقی می خوانم به یاد ........... می افتم

30 . در مورد .......... همیشه خیال پردازی می کنم

31. متقاعد شده ام که ............ . را دوست دارم

32 .تلاش من این است که رابطه ام را با .......... حفظ کنم

33 به علت تعهدی که نسبت به ......... دارم اجازه نمی دهم کسی بین ما دخالت کند

34 .معتقدم که رابطه من با ........... همیشه ثابت خواهد ماند

35 . هیچ چیزی نمی تواند در تعهد من نسبت به ........... خلل وارد کند

36 . عشق من نسبت به ............ تا آخر عمر م باقی خواهد ماند

37. همیشه نسبت به ........ احساس مسئولیت خواهم کرد

38 . تعهد من نسبت به ........... بسیار سفت و سخت است

39 . نمی توانم تصور کنم که بین من و .......... فاصله بیفتد

40 .در مورد عشق خود نسبت به ............ تردید ندارم

41 . رابطه خودم را با .......... دائمی می دانم

42 . رابطه خودم را با ............ .. یک تصمیم گیری عاقلانه می دانم

43 . خودم را نسبت به ........... مسئول می دانم

44 . تصمیم دارم به رابطه خود با ........... ادامه دهم

45 . حتی زمانی که ........... رفتار نا مناسب دارد سعی می کنم رابطه خود را با او حفظ کنم

نمره گذاری :
15 جمله اول صمیمیت. 15 جمله بعدی هوس. و 15 جمله آخر ی تعهد را منعکس می کنند
اعدادی را که در جلو هر گروه 15 جمله ای گذاشتید جمع کنید تا سطح شما در سه عنصر عشق معلوم شود
برای توانید به درجه بندی زیر نگاه کنید

مقایسه نتایج خود با نتایج دیگران ( هنجار ها ) نتایج :

در صد ها

تعهد

هوس

صمیمیت

15

30

50

70

85

85

96

108

120

131

73

85

98

110

123

93

102

111

120

129

آیا واقعا عاشق کور است و عشق دیوانگی است  ؟

بنام خالق قادر و مهربان
این داستان را به دقت بخوانید و بعد به سوال مطرح شده پاسخ دهید  
عشق وديوانگي

درزمانهاي بسيار قديم، وقتي هنوزپاي بشر به زمين نرسيده بود، فضيلت ها و تباهي ها دور هم جمع شدند خسته تر وكسل تر از هميشه.
ناگهان ذكاوت ايستاد و گفت: بياييد يك بازي بكنيم مثلا " قايم باشك..."

همه از اين پيشنهاد شاد شدند و ديوانگي فورا" فرياد زد : من چشم ميگذارم. و از آنجايي كه هيچ كس نمي خواست دنبال ديوانگي بگردد، همه قبول كردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.

ديوانگي جلوي درختي رفت و چشمهايش را بست و شروع  كرد به شمردن: يك ... دو ... سه ...
همه رفتند تا جايي پنهان شوند.

لطافت خود را به شاخ ماه آويزان كرد

خيانت داخل انبوهي از زباله ها پنهان شد

اصالت در ميان ابرها مخفي شد
هوس به مركز زمين رفت
دروغ گفت به زير سنگ ميروم ولي به ته دريا رفت
طمع در كيسه اي كه خودش دوخته بود مخفي شد .

و ديوانگي مشغول شمردن بود: هفتادونه ... هشتاد ... هشتادويك ...
و همه پنهان شده بودند بجز عشق كه همواره مردد بود و نمي توانست تصميم بگيرد و جاي تعجب هم نيست چون همه مي دانيم پنهان كردن عشق مشكل است.

در همين حال ديوانگي به پايان شمارش رسيد. نود و پنج ... نود و شش ... نود و هفت ...
هنگامي كه ديوانگي به صد رسيد عشق پريد و در بين يك بوته گل رز پنهان شد. ديوانگي فرياد زد : " دارم ميام، دارم ميام...
"اولين كسي را كه پيدا كرد تنبلي بود زيرا تنبلي ، تنبلي اش آمده بود جايي پنهان شود. 

لطافت را يافت كه به شاخ ماه آويزان بود . دروغ در ته درياچه و هوس در مركز زمين يكي يكي همه  را پيدا كرد.
بجز عشق.
او از يافتن عشق نااميد شده بود . حسادت ، در گوشهايش زمزمه كرد : تو فقط بايد عشق را پيدا كني و او پشت بوته گل رز است.

ديوانگي شاخه چنگك مانندي را از درخت كند و با شدت و هيجان آن ر
ا
 در بوته گل رز فرو كرد و دوباره و دوباره تا با صداي ناله اي متوقف شد.
عشق از پشت بوته بيرون آمد. با دستهايش صورت خود را پوشانده بود و از ميان انگشتانش قطرات خون بيرون ميزد.
شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بود. او نميتوانست جايي را ببيند.
او كورشده بود.

ديوانگي گفت : من چه كردم، چگونه ميتوانم تو را درمان كنم؟

عشق پاسخ داد : تو نميتواني مرا درمان كني اما اگر ميخواهي كاري بكني راهنماي من شو.
و اينگونه شد كه از آن روز به بعد ...

عشق كور شد و ديوانگي همواره همراه اوست

 

حال بگویید آیا براستی اینکه  می گویند عاشق کور است و عشق دیوانگی است  درست است ؟

برای اینکه به پاسخ این سوال را بدانیم بد نیست  کمی از فیزیولوژی عشق را با هم مرور کنیم

 

تغییرات مغز در زمان عاشق شدن و تبین برخی رفتارهای افراد عاشق

در زمان عاشق شدن افراد در بخشهای مختلف مغز رخ می دهد و مهم تر از همه در چنین شرایطی برخی از بخشهای مختلف مغزی خاموش می شوند.

از سوی دیگر این اسکنهای مغزی نشان داده است که عاشق شدن به گونه ای می تواند انسانها را عصبی و ناپایدار کند.

بخشی از مغز که از آن با عنوان ” لوب پیشانی یا قدامی ” یاد می شود و برای قضاوت کردن حائز اهمیت است هنگام عاشق شدن از کار می افتد. تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) قطع این فعالیت را تنها زمانی که فرد عاشق بوده نشان می دهد. این امر موجب شده که فرد از تمام انتقادها و یا تردیدها نسبت به کسی که دوست دارد، چشم پوشی کند.

وقتی به کسی که دوستش دارید نگاه می کنید، بخشهایی از مغزتان


 فعال می شوند، اما یک بخش بزرگ در مغز که نقش قضاوت


   را برعهده دارد از کار افتاده و غیر فعال می شود. (سمیر ذکی استاد زیبایی شناسی عصبی در دانشگاه کالج لندن )

وی اعتقاد دارد که مغز ممکن است برای اهداف زیست شناختی عالی تر چنین واکنشی نشان دهد. افرادی که عاشق هستند هنوز هم می توانند در زندگی خود تصمیمهای مهم اتخاذ کنند برای مثال درباره یک تجارت مهم یا موضوعات غیر احساسی تصمیم گیری کنند و این نوع سلامت عقلی ممکن است شرایطی را ایجاد کند که دوستانشان برای متقاعد کردن آنها در ترک این احساس در روابط غیرعاقلانه با چالش رو به رو شوند.

اسکنهای مغزی همچنین نشان می دهد که بخشهایی از مغز که احساس را کنترل می کنند و بخش دیگری که درگیر احساسات منفی است نیز غیر فعال می شود به همین دلیل افرادی که عاشق هستند با رضایت کامل زندگی می کنند و همواره احساس شادی کرده و زمانی که عاشق هستند از این که اتفاق بدی رخ دهد هیچ واهمه ای ندارد.

مطالعات نشان می دهد که دوپامین شیمی مغز هنگامی که فرد عاشق است در سطح بالاتری قرار دارد. دوپامین کلید تجارب لذت و درد است که با لذت، اعتقاد و رضایت ارتباط دارد و ممکن است یک تغییر ناگهانی در سطح این ماده شیمیایی موجب شود که دست کشیدن از عشق دشوار شود.

آزمایشها نشان می دهد که استفاده از داروهای شبه افیونی چون کوکائین در افزایش سطح دوپامین مغز تأثیری مشابه عاشق شدن دارد.

یکی از عوارض جانبی افزایش دوپامین کاهش یک ماده شیمیایی دیگر به نام سروتونین است، هورمون کلیدی که حالات و اشتهای ما را تنظیم می کند.

کاهش سطح سروتونین در افرادی که دچار اختلال وسواس فکری عملی هستند نیز توضیح دهنده این است که چرا عشق می تواند ما را مضطرب و عصبی کند.

در رابطه با تغییرات شیمیایی در زمان عاشق شدن تغییرات مرتبط با آدرنالین بارزترین تغییر است. این هورمون علتی برای سرعت ضربان قلب، عرق کردن کف دست، خشک شدن دهان هنگام دیدن کسی است که دوستش داریم.

همین هورمون در زمانی که ما وحشت زده می شویم نیز ترشح می شود.

روانشناسان هنوز تلاش می کنند به درک این مسئله برسند که


 چرا یک فرد به طور مخاطره آمیزی نگران شده و همه چیز

 

خود را به خاطر عشق به خطر می اندازد.

تاب آوری


تاب آوری
Resiliency 


یا جلیقه ضد گلوله 

تعریف تاب آوری


—       كلمه تاب آوري از علم فيزيك گرفته شده است و به معني اصلي كلمه یعني به عقب جهيدن (داشتن حالت ارتجاعی )می باشد . 

—       تاب‌آوری  ”یک فرآیند، توانایی، یا پیامد سازگاری موفقیت‌آمیز با شرایط  تهدیدکننده“، است . گارمزی و ماستن(1991؛ به نقل از سامانی، جوکار و صحراگرد،1386)


—          به بیان دیگر تاب‌آوری، سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است . (والر، 2001؛ به نقل از سامانی، جوکار و صحراگرد،1386).


—         البته تاب‌آوری، تنها پایداری در برابر آسیب‌ها یا شرایط تهدیدکننده نیست و حالتی انفعالی در رویارویی با شرایط خطرناک نمی‌باشد، بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط پیرامونی خود است. می‌توان گفت تاب‌آوری، توانمندی فرد در برقراری تعادل زیستی- روانی، در شرایط خطرناک است (کانر3 و دیویدسون4، 2003).


—         پژوهشگران بر این باورند که تاب‌آوری نوعی ترمیم خود با پیامدهای مثبت هیجانی، عاطفی و شناختی است (گارمزی، 1991؛ ماستن، 2001؛ راتر، 1999؛ لوتار، سیچتی و بکر، 2000؛ به نقل از سامانی، جوکار و صحراگرد،1386).


—         تاب‌آوری، بازگشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر (در شرایط تهدیدکننده) است و از این رو سازگاری موفق در زندگی را فراهم می‌کند. در عین حال کامپفر به این نکته نیز اشاره می‌نماید که سازگاری مثبت با زندگی، هم می‌تواند پیامد تاب‌آوری به‌شمار رود و هم به‌عنوان پیش‌آیند، سطح بالاتری از تاب‌آوری را سبب شود. وی این مسأله را ناشی از پیچیدگی تعریف و نگاه فرآیندی به تاب‌آوری می‌داند. کامپفر (1999؛ به نقل از سامانی، جوکار و صحراگرد،1386)


—       تاب آوری یکی از اهداف ارتقای سلامت وجزء عوامل محافظ محسوب میشود.
—        افرادي كه تاب آور هستند افزون بر زنده ماندن توانايي موفق شدن را نيز دارند.
—        اين توانايي زنده ماندن و حتي غلبه بر ناملايمات آن چيزي است كه به عنوان تاب آوري خوانده مي شود.. 
 

—       در بررسي هاي انجام شده دربارة نوجواناني كه در شرايط پر خطر ) خانواده هاي از هم گسيخته ، اعتياد، فقر ، سوء رفتار ، محله هاي جرم خيز و...( زندگی کردند ،مشاهده شده است که بيش 30 درصد ازآنان ) چند برابر افراد عادي ( در آينده با مشكلاتي از قبيل اعتیاد و افسردگی مواجه مي شوند؛ اما حداقل50 درصد نوجوانان پرورش يافته در چنين شرايطي نه فقط تحت تاثير قرار نگرفتند ، بلكه توان اجتماعي خود را بهبود بخشيده و به زندگي موفقي ) حتي بالاتر از افراد عادي ( دست يافته اند. گویی اين نوجوانان به جليقة ضد گلوله مسلح بودند كه آنان را در برابر گلوله ها حفاظت كرده است . چنين افرادي را تاب آور مي نامند.


تاب آوري پنج خصوصيت مهم دارد


—     1  ( تاب آوري روندي پويا است ، نه يك وضع ثابت.
—    
2  ( تاب آوري موقعيتي است؛ يعني يك رفتار سازگارانه در يك موقعيت ، ممكن است در موقعيت ديگر ناسازگار باشد .
—     
3  ( تاب آوري محصول تعامل ويژگي هاي شخصيتي با عوامل محيطي است .
—     
4  ( تاب آوري در موقعيت هايي كه چندين عامل خطر وجود دارد ، پيچيده تر است .

—     5  ( تاب آوري را مي توان آموخت.


ویژگی های افراد تاب آور 
  
 



ويژگيهاي فردي به عنوان عامل محافظ


 

احساس ارزشمندی


—       پذیرفتن خود به عنوان فردی ارزشمند،‌ و احترام قایل شدن برای خود و توانایی هایشان. 
—        بی قید و شرط دوست داشتن و سعی در شناخت نقاط مثبت خود و پرورش دادن آنها و از طرف دیگر شناخت نقاط ضعف خود و کتمان نکردن آنها

—       سعی می کنند که این نارسایی ها را با واقع بینی بر طرف کرده و در غیر این صورت با این ویژگی ها کنار می آیند.


مهارت در حل مسئله


—       افراد تاب آور ذهنیتی تحلیلی- انتقادی نسبت به توانایی های خود و شرایط موجود دارند
—        در مقابل شرایط مختلف انعطاف پذیرند و توانایی شگفت انگیزی درباره پیدا کردن راه حلهای مختلف درباره یک موقعیت یا مساله خاص دارند.

—       توانایی ویژه ای در تجزیه و تحلیل واقع بینانه مشكلات شخصی و پیدا کردن راه حل های فوری و راهبردهای دراز مدت برای حل و فصل مشكلاتی كه به آسانی و سریع حل نمی شوند را دارا هستند .


چطور اين مهارت را پرورش دهيم :


—       براي حل مساله کافي است که ذهن خودتان را مرتب کنيد و يک الگوي منظم را براي همه مشکلات در نظر داشته باشيد. اين الگو 5 مرحله اي است:


—       1. تعريف دقيق مشکل يا مشکلات :يعني اينکه دقيقاً بدانيد مشکلات فعلي شما چه چيزهايي هستند وبتوانيد هر کدام رادر يک سطر توضيح دهيد.

—       2. اولويت بندي مشکلات :اينکه بدانيد کدام مشکلات مهم تر يافوري تر هستند و بايد تا دير نشده فکري به حالش بکنيد و کدام مشکل ها مزمن تر يا بي اهميت تر هستند. براي امتحان مي توانيد فعلاً مهم ترين مشکل را در نظر داشته باشيد.

—       3. بارش فکري براي حل مشکل :يعني بنشينيد فکر کنيد و هر راه حلي رابه ذهنتان مي رسد يادداشت کنيد. از احمقانه ترين و خنده دارترين گرفته تامعقول ترين راه حل ها، همه رافهرست کنيد.

—       4. اولويت بندي راه حل ها:يعني بنشينيد به راه حل هايي که داريد امتياز مثبت و منفي بدهيد وآنها رابراساس بيشترين نمره اي که مي گيرند، اولويت بندي کنيد.

—       5. اجراي راه حل ها وبازبيني :حالا وقت عمل است. راه حلي که بيشترين نمره را گرفته عملاً اجرا کنيد وببينيد که جواب مي دهد يا نه.اگر جواب نداد مي توانيد از فهرست اولويت بندي شده راه حل دوم را امتحان کنيد. معمولاً از چند راه اول يکي جواب مي دهد.
 

کفایت اجتماعی :


—      این دسته از افراد مهارت های ارتباط با دیگران را خیلی خوب آموخته اند.آنها می توانند در شرایط سخت هم شوخ طبعی خودشان را حفظ کنند،
—        می توانند با دیگران صمیمی شوند
—        در مواقع بحرانی از حمایت اجتماعی دیگران بهره ببرند
—       این گونه آدم ها می توانند سنگ صبور خوبی باشند
—       وقتی برایشان حرف می زنید می توانند خوب گوش می دهند و خودشان را جای شما می گذارند.

—       آنها طیف وسیعی از مهارت ها و راهبردهای اجتماعی شامل مهارتهای گفتگو، جراتمندی و گوش دادن ، آمادگی برای گوش دادن به دیگران واحترام گذاشتن به احساسات و عقاید دیگران که در تعاملات اجتماعی بسیار مهم است را دارا هستند.


چطور اين مهارت را پرورش دهيم :


—       1. شوخ طبع باشيد: البته تاب آورها حتماًمي دانند که همه سبک هاي شوخ طبعي مشکل را حل نمي کنند. شوخ طبعي پر خاشگرانه (مسخره کردن ديگران )وخود شکنانه (دلقک بازي براي خنديدن ديگران ) اوضاع را بدتر مي کند و شوخ طبعي خودارزنده ساز (حفظ روحيه در مقابل مشکلات با نگاه شوخ طبعانه ) و پيوند دهنده (شوخ طبعي به عنوان ابزار ارتباط و صميميت با ديگران )است که بايد آن را پرورش داد.

—       2. خوب گوش دهيد:


—        فردي که فعالانه گوش مي دهد 4  ويژگي دارد:


الف ـ  انگيزه گوش دادن دارد يعني مايل است حرف هاي ديگران را گوش دهد.

ب ـ به حرف هاي ديگران توجه مي کند و با تمام بدنش به آنها گوش مي دهد؛ مثلاً به موقع، تماس چشمي برقرار مي کند.

ج ـ همدلي مي کند؛يعني دوست دارد دقيقاً بداند طرف مقابل چه احساسي دارد تا در احساسش شريک شود و

 د ـ انعطاف پذير است؛ يعني مي داند در مقابل افراد متفاوت و در موقعيت هاي مختلف چطور بر خورد کند.


—       3. ازحمايت اجتماعي استفاده کنيد : تاب آورها از دوستان و آشنايانشان موقع روبه رو شدن با مشکلات استفاده مي کنند. شما هم اگر بخواهيد مثل آنها باشيد بايد خود خواهي تان را کنار بگذاريد و کمک بخواهيد.
 

خوش بینی


—       اعتقاد راسخ به اینكه آینده می تواند بهتر باشد ،‌ احساس امید و هدفمندی و باور به اینکه می توانند زندگی و آینده خود را كنترل كنند و موانع احتمالی نمی تواند آنها را متوقف سازد.


چطور اين مهارت را پرورش دهيم


—       براي پرورش دادن آينده گرايي بايد چندين مهارت مفصل را در خودتان پرورش دهيد. خلاصه اش از ما و مفصل خواندنش در شماره هاي قبل از شما:


—       1. درست به هدف بزنيد: هدف هايتان را درست انتخاب کنيد.هدف هاي خوب؛ هدف هاي کوچک، لقمه لقمه شده، کوتاه مدت، دقيق، واقع گرايانه ودر عين حال چالش برانگيزند.

—       2. با معنا باشيد :بنشينيد تأملات فلسفي کنيد و ببينيد واقعأ معناي زندگي کوفتي تان چيست ؟!مي توانيد از اين سوأل ويکتور فرانکل شروع کنيد ؛«من چرا تا حالا خود کشي نکرده ام ؟»

—       3. با انگيزه باشيد :برويد علت هاي بي انگيزه بودنتان را در بياوريد ؛اگر افسرده بوديد افسردگي تان را حل کنيد،اگر شرايط ايجاب مي کرد شرايط را تغيير دهيد و اگر هر علت ديگري داشت به هر حال ريشه بي انگيزگي را بخشکانيد.


همدلی :


—       تاب آورها دارای توانایی برقراری رابطه توام با احترام متقابل با دیگران هستند كه موجب به هم پیوستگی اجتماعی یعنی احساس تعلق به افراد، گروه ها و نهادهای اجتماعی می شود.


در حد بچه ی سه ساله کنجکاوند:


—       افرادی که تاب آوری بالایی دارند می خواهند از هر چیزی سر در بیاورند. به همین دلیل با سؤال های متعددشان ممکن است شما را کلافه کنند.

—        معمولا از بیشتر موقعیت ها لذت می برند و در هر زمان و مکان خوش می گذرانند، متعجب می شوند، تجربه می کنند، مرتکب اشتباه می شوند، صدمه می بینند و می خندند.


تشنه ی تجارب تازه اند:


—       تجارب جدید و غیرمنتظره را سریعا درون سازی می کنند و به آن به عنوان یک راهبرد یا شیوه ی عمل کردن بالقوه در موقعیت های دیگر نگاه می کنند.


انعطاف پذیری بالایی دارند :


—       می توانند خود را به سرعت با تغییر شرایط سازگار کنند و از نظر هیجانی و ذهنی بسیار منعطف هستند. در ضمن با شخصیتی متناقض راحت هستند و می توانند قوی و لطیف، حساس و سرسخت، منطقی و شهودی، آرام وهیجانی و جدی و بازیگوش باشند.


روابط دوستانه، عاشقانه و صمیمانه ی خوبی دارند :


—       زمانی که این افراد دچار فشار و استرس شدید می شوند و تجارب تلخ و ناگواری از سر می گذرانند اگر روابط دوستانه و خانوادگی خوبی داشته باشند، راحت تر با استرس مقابله می کنند و آسیب کمتری می بینند.


در ابراز احساسات صادق هستند :


—       می توانند خشم، عشق، تنفر، غم و سایر هیجانات خود را در حد متعادلش آشکارا ابراز کنند و به دیگران نشان دهند.


نیمه ی پر لیوان را می بینند :


—       خوش بین هستند و مطابق ارزش ها و معیارهای درونی خودشان جلو می روند، همچنین قدرت تحمل بالایی دارند و به همین دلیل اشتیاق زیادی برای وارد شدن در کارهایی که نیاز به حداقلی از ریسک کردن را دارد از خود نشان می دهند.


‎ با عینک های متفاوت به دنیا نگاه می کنند :


—       می توانند دنیا و مسائل آن را از زاویه ی دید دیگران ببینند؛ حتی زمانی که حال و هوای خودشان جور دیگری است و به این ترتیب با دیگران همدلی نشان می دهند.


از خودشان به خوبی دفاع می کنند :


—       افراد سرسختی هستند و هنگام مواجهه با شرایط ناگوار، مهارت های خوبی برای مقابله با ناملایمات زندگی دارند. به خوبی مقاومت می کنند، شکست می خورند و جبران می کنند و در صورت لزوم کنار می کشند.


درک شهودی بالایی دارند :


—       از شهود و حدس خلاقانه ی خود استفاده می کنند و آن را به عنوان منبع خوبی از اطلاعات قبول دارند.


ورق را برمی گردانند :


تجاربی را کسب کرده اند که هنگام رو به رو شدن با مصائب زندگی برایشان همانند پادزهر عمل می کند. می توانند موقعیت هایی را که برای دیگران مخرب و آسیب زا تلقی می شود برای خود به موقعیت هایی تبدیل کنند که موجب خودشکوفایی شان می شود. از این رو بدشانسی را به خوش شانسی تبدیل می کنند و از گرفتاری ها سربلند بیرون می آیند.


در هر دهه از زندگی بهتر می شوند :


—       افراد تاب آور به شکل روزافزونی در زندگی خود شایستگی، ثبات و آزادی بیشتری را تجربه می کنند و از زندگی بیشتر لذت می برند. در واقع کیفیت زندگی چنین افرادی روندی همواره صعودی دارد


نقش خانواده در تاب آوری کودکان


   


والدین توان تغییر زندگی ها را دارند.


—       والدین می توانند که کفه ترازو را از سمت خطر به سوی تاب آوری سنگین کنند . چنین والدینی در واقع افراد خردمند و قابل اعتمادی هستند که 3دسته از عوامل محافظتی را به کار می برند:


الف )  روابط مهربانانه شامل:


—       1- حمایت عاشقانه و بی چشم داشت از نوجوان 

—       2- احترام

—       3- دل سوزی 


ب ) انتظارات بالا شامل: —       

—       1 باور داشتن به تاب آوری ذاتی فرزندان و ظرفیت خود اصلاح گری او
—       2 
- به چالش کشاندن فرزندان، همراه با حمایتگری
—       3 
ارایه راهنمایی ساختار یافته، همراه با آزادی لازم برای خطرپذیری
—       4 
- تمرکز بر توانمندی های فرزندان

—       5 - باز تعریف داستان زندگی فرزند : از یک قربانی آسیب دیده به یک تاب آور بازمانده از حادثه( تغییر نقش شخصیت اول در داستان )

—       6 آموزش نوجوانان درباره ی تاب آوری ذاتی آنا ن : افکار و قضاوت های ما درباره ی گذشته می تواند بر احساس و رفتار ما در آینده تأثیر گذارد(توان فراشناختی)


پ) فرصت هایی برای مشارکت  شامل: 


—     1 ) فراهم سازی فرایندهای متعامل گروهی
—    
2 ) فراهم سازی تفکر انتقادی، گفتگو و بازخورد
—    
3 ) مسئولیت پذیری
—     
4 )  دعوت از فرزندان برای آفرینش و تدوین مقررات منزل، روش مطالعه
—     
5 ) مشارکت فرزندان (نه کنترل آنا ن ) در طراحی و اجرای بر نامه های خانوادگی (فوق برنامه ها ) و افزایش احساس مالکیت نسبت به برنامه
—     
6 ) تجربه تسلط و چیرگی (افزایش احساس خودکارآمدی
—     
7 ) فرصت ابراز و بیان خلاقانه، که می تواند به شکل قصه گویی، نوشته های ادبی، نقاشی، اجرای موسیقی، اجرای نمایشنامه باشد.
—    
8 ) فراهم سازی فرصت هایی برای یاری رساندن به دیگران
 

مهد کودک و تاب آوری 
 


مهد کودک به عنوان یک عامل محافظ


-   وجود حمايت عاطفی
-    ارج نهادن به استعداد های منحصر به فرد کودکان
-    ایجاد خوش‌بيني نسبت به زندگي
-     برآورده کردن نیاز های اساسی
-    تقویت ارزش ها و مهارت های ززندگی

-    توقع بالا و واقع گرایانه از کودک



آزمون تاب آوری 


شما تا چه حد تاب آورید؟ 

—       وضع تاب آوری خود را در یک مقیاس پنج درجه ای( 1 = بسیار کم  تا = بسیار زیاد ) ا رزیابی کنید. سپس نمرات خود را جمع بزنيد و به قسمت تفسیرمراجعه کنید تا بدانید چه وضعی دارید .


سوالات 

—     1  (  درک بحران یا موقعیت گيج كننده ،می توانم خود را آرام کنم و بر انجام کارهای مفید تمرکز کنم. 

—               5            4             3             2            1


—      2  (  من معمولاً خوش بین هستم، مشکلات را گذرا می دانم و فكر مي كنم مي توانم بر آنها غلبه کنم.

—               5            4             3             2            1


—      3  (  سرزنده هستم. در موقعیت های سخت و دشوار از حس شوخ طبعی استفاده می کنم و می توانم بخندم.

—               5            4             3             2            1


—      4  (  اعتماد به نفس بالايي دارم، خودم را تحسین می کنم و مفهوم درستی از خود دارم.

—               5            4             3             2            1


—      5  (  کنجکاوم ،سؤال می پرسم، و می خواهم از چگونگي امور آگاه شوم و دوست دارم راه های جدیدي برای انجام کارها پیدا کنم.

—               5            4             3             2            1


—      6  (  درس های ارزشمندی از تجارب خود و از تجارب دیگران می گیرم.

—               5            4             3             2            1


—       7 (  همیشه خودم هستم ،اما رفتارم را براساس موقعيت شكل مي دهم.

—               5            4             3             2            1


—       8 (  شنوندة خوبی هستم و به خوبی می توانم با دیگران همدلی کنم.

—               5            4             3             2            1


—       9 (  دربارة دیگران داوري نمي كنم و با افرادی که سبکهای شخصیتی مختلفی دارند سازگارم.

—               5            4             3             2            1


—       10 (  به خدا اعتقاد دارم و برای آرامش و تجدید قوا اعمال معنوی و مذهبی انجام می دهم.

—               5            4             3             2            1


تفسیر:


—       در صورتی که نمره شما حدود 25 یا کمتر است از یک مشاور کمک بگيريد